منهاج سراج

216

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و درين حال دارا بن قابوس وشمگير والى گرگان بود ، جماعتى را از غلامان ملكى سامانى اغرا كردند تا عقب لشكر محمود بر طمع غارت حشم او تعاقب كردند . برادر محمود امير نصر بن سبكتگين ساقهء حشم محمود به آن جماعت جنگ پيوست . او مخبرى به خدمت محمود فرستاد ، و از ان حال اعلام داد . امير محمود بازگشت ، تا بدان موضع رسيد ، امير نصر ايشان را منهزم گردانيده بود و درهم زده . چون جماعت امرا را در مرو معلوم شد ، كه محمود بجانب ايشان مراجعت كرد ، از مرو بجانب بخارا نقل كردند و فايق بعد از چند روز وفات كرد در ماه شعبان همين سال ، و از كرده پشيمان گشته بود اما فايده نداشت و جمله بندگان سامانى متفرق شدند . امير ابو الحسن ايلك نصر بن على برادر خان بزرگ فرغانه در ذى القعده سنه تسع و ثمانين و ثلثمائه به بخارا آمد . و با خلق چنان نمود : كه بمدد امير ابو الفوارس عبد الملك نوح آمده است . امير عبد الملك امراء خود را باستقبال او فرستاد . چون بنزديك او رفتند جمله را بگرفت ، و در روز دهم ذى القعدة مذكور به بخارا در آمد و امير عبد الملك مخفى شد ، او را باز طلبيد و بدست آورد ، و به اوزجند [ ( 1 ) ] فرستاد ، و مدت ملك سامانيان منقرض گشت . و مدت ملك سامانيان از اول عهد اسماعيل تا بدين وقت صد و هشتاد سال بود . حق تعالى مملكت سلطنت سلطان معظم و شهريار اعظم ناصر الدنيا والدين . علاء الاسلام و المسلمين ملاذ الملوك و السلاطين ، الحامى لبلاد اللّه ، الراعى لعباد اللّه ، شهاب السماء الخلافه ، باسط العدل و الرافه ، محرز ممالك الدنيا ، مظهر كلمة اللّه العليا ذى الامن و الامان لاهل الايمان ، وارث ملك سليمان ، ابو المظفر محمود بن السلطان خلدا اللّه ملكه و سلطانه را تا دوام [ ( 2 ) ] عالم ، و قيام ساعت ، باقى و پاينده داراد ، بمنه .

--> [ ( 1 ) ] راورتى در متن اورجند آورده و گويد كه در نسخ مختلفه او زجند و اوزگند هم نوشته شده ، در حدود العالم گويد ( ص 69 ) اوزكند شهريست در حد ميان فرغانه و ترك . [ ( 2 ) ] اصل : تادام .